آن سان که غربت ، دل را به سنگواره های تنهایی میخ زد میخ بر پیشانی ماه
نشست ، که عکس درخت خشکی چکیده باشد که از آن ، غروب خورشید بر
دریا نمایان بود نور طلایی خورشید بر نیمکت خالی آه .... هنوز بر روی آن نشسته
تنها .... تنها ....
خبر:
عادل فردوسي پور معروف به عادل نود و باندش كه قصد بر اندازي ورزشي را داشتند متلاشي شد!
مدير شبكه سه فعاليت عادل فردوسي پور در آن شبكه را تكذيب كرد!
يك منبع آگاه:عادل فردوسي پور مدارك محرمانه تيم ملي را در اختيار آمريكا قرار مي داد!
عادل فردوسي پور در راه زندان به دليل سرما خوردگي درگذشت!



ای کاش قطره ی اشکی بودم ، از چشمانت جاری می شدم و در گونه هایت
می غلتیدم و روی لبانت می مردم ....
من امشب درس غم را از لب پیمانه می خوانم
سرود گریه ام را با دل دیوانه می خوانم
من امشب تا سحرگاه می نشینم در دل شب
غزلهای غم خود را یک به یک مستانه می خوانم.
غم امشب هر چه می گوید حقیقت دارد
نه او افسانه می گوید ، نه من افسانه می خوانم....

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست
تنهايي را دوست دارم...........
زيرا در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست
و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.
چون در تنهايي به تو فکر مي کنم .
شايد در سکوتي يا شايد در شبي سرد و باراني دوباره در کنارم باشي .
تنهايي را دوست دارم .........

نگاهم می کنی و می گذری!
بی آنکه بدانی در دلم چه می گذرد!
نگاهت می کنم و در دل آهسته می گریم!
با آنکه خوب مید انم تو اسیر دیگری هستی!
اما چگونه بگویم :
که منم لیلی تو
در دل نامت را فریاد میزنم
آنچنان که بند بند تنم می لرزد.
چه شب هایی که به امید دیدنت در عالم رویا رها می شوم
و تو می آیی و عاشقانه مرا در آغوش می کشی
و هزاران بار می گویم که دوستت دارم
و تو دستانم را عاشقانه می فشری
و آنگاه
بی واهمه.در چمنزاری سبز و بی انتها می دویم
تا به دشت مهربانی خدا می رسم
اما افسوس که با آمدن سحر
باز تو دستانم را رها میکنی وبه سوی او می روی!!!
جاده در انتظار است
در انتظار تو
و چشم برای دیدنت بی تاب
جاده در انتظار است تا خاک پایت شود
و من برای آمدنت
جز اشکی در چشم
آهی در دل
و چشمی به راه چه می توانم داشت
و لحظه هایی را که به پایت خواهم ریخت
روز ها و شب ها را جاده در انتظاراست
در انتظار تو.......

وقتي كه ديگر نبود
من به بودنش نيازمند شدم
وقتي كه ديگر رفت
من در انتظار آمدنش نشستم
وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتي كه او تمام كرد
من شروع كردم
وقتي او تمام شد
من آغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگي كردن ، مثل تنها مردن...

دلم برات تنگ شده….. اما من… من میتونم این دوری رو تحمل کنم…
به فاصله ها فکر نمیکنم …… میدونی چرا؟؟ آخه… جای نگاهت رو نگاهم مونده…..
هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام کنم…. رد احساست روی دلم جا مونده …
میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم……….. چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن…….
حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم با من نیستی؟؟آره!خودت میدونی….
میدونی که همیشه با منی…. میدونی که تو،توی لحظه لحظه های من جاری هستی…. آخه… تو،توی قلب منی…
آره!تو قلب من…. برای همینه که همیشه با منی…برای همینه که حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی…
برای همینه که میتونم دوریت رو تحمل کنم… آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه… هر وقت حس میکنم دیگه طاقت ندارم….
دیگه نمیتونم تحمل کنم… دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میکشم…. دستامو که بو میکنم مست میشم…
مست از عطرت. صدای مهربونت رو میشنوم …و آخر همهء اینها…به یه چیز میرسم…..به عشق و به تو….. آره…
به تو…. اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه…اونوقت تو رو نزدیکتر از همیشه حس میکنم….
اونوقت دیگه تنها نیستم حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم.. به این تنهایی دل بستم…
حالا میدونم که این تنهایی خالی نیست… پر از یاد عشقه… پر از اشکهای گرم عاشقونه

شب سر قبرم که میای،دفتر شعرتم بیار
ورق بزن هق هقمو،توبغض تلخ این مزار
بشین کنارقبرمن،دردلامو بشنوی
دلم گرفته نازنین برات یه سینه حرف دارم
کناراین خاک صبور،غربتمو حوصله کن
توخط به خط گریه هات،خاطره هامو دوره کن

میخوام بگم یادت نره،خاطره هامونو عزیز
نه نمیگم گریه نکن،اشک بریز اشک بریز
یادت نره یه روزی،قلب پرازغصه وسرد
غربت چشمای تورو با گریه هاش ترانه کرد
تنهایی بدجوری داره حوصلمو سرمی بره
حال توبدتر ازمنه،حال من ازتو بدتره
بازم بیا ترانتو،توگوش لحظه هام بخون
بذار تا آروم بگیرم،یه کم کنارمن بمون
بذارصدای گریمون،گوش زمین رو کرکنه
بذارکه اشک من وتو گونهء عشقو ترکنه
بذارخدا ببینه که،من وتو مال هم بودیم
جواب بی جوابیه سوال حال هم بودیم
گریه کن اینجا آخره خط ظریف احساسه
کسی به ما گیرنمیده،کسی مارو نمی شناسه
گریه کن،آخه عشق تواینجا غریبو بی کسه
غربت قبر من ازاون اشکهای تو مشخصه
حالا که سهمم ازچشات،هیچی بجزخاطره نیست
یه یادگاری از خودت،رو سنگ قبرم بنویس
یه یادگاری از خودت،رو سنگ قبرم بنویس

