آشنایی با صهیونیست

لابی صهیو نیستی چیست؟

لابی صهیونیستی یک شبکه گسترده‌ای است که بیش از 55 هزار نفر در مناطق مختلف آمرِیکا عضو دارد و هر کدام از آن‌ها سالانه مبالغی به حساب لابی صهیونیستی در بانک‌های آمریکا واریز می‌کنند. این گروه متنفذ تاثیر خاصی بر مجاری‌ امور در آمریکا به خصوص در سال‌های اخیر داشته‌‌ است.
ماموریت این گروه در سه بخش عمده خلاصه می‌شود:
1ـ سازمان‌دهی سیاسی فعالان آمریکایی که از دانشگاه‌ها و مدارس و خوابگاه‌های دانشجویی و مراکز آموزشی شروع می‌شود.
2ـ ارائه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی همزمان با وقوع هر حادثه
3ـ تشکیل شبکه گسترده‌ای از فعالانی که در برقراری روابط و گفت‌وگو با دیگران و اقناع آن‌ها مهارت لازم را داشته باشند.
گفتنی است که این گروه به عنوان یک گروه خارجی در آمریکا به ثبت نرسیده است، بلکه به عنوان یک سازمان آمریکایی‌ که بر اساس قانون آمریکا و ضوابط سیاسی شکل گرفته به ثبت رسیده است ؛ حتی اگر هم نام آن کمیته روابط آمریکا و "اسرائیل" باشد. بر این اساس این کمیته به نامزدهای کنگره کمک مالی نمی‌کند، بلکه نمایندگان کنگره را به این امر وادار و اعضای کنگره را به فعالیت و کمک داوطلبانه در تبلیغات انتخاباتی نمایندگان تشویق می‌کند.
این چنین لابی صهیونیستی روابط مستحکمی را برقرار می‌کند. به عنوان مثال در سال‌های 1994 و 1996 تعدادی از اعضای‌ ایپاک با حدود 6000 نامزد انتخابات کنگره دیدار کردند.
ایپاک بیش از 1500 کارمند حقوق بگیر دارد و دارای هشت مرکز و شاخه در مناطق مختلف ایالات متحده آمریکاست. این لابی‌ صهیونیستی علاوه بر فعالیت‌های‌ فوق دیدارهای مکرر اعضای کنگره آمریکا به "اسرائیل" را سازماندهی‌ می‌کند و با بخش‌های مختلف حکومت نیز ارتباط تنگاتنگی دارد.

 

 

هلو کاست چیست؟

این امر که هیتلر ضد یهود بود و آنان را آواره ساخت یک دروغ  محض  است که یهودیان تحت عنوان  عقده  هلو  کاست Holocaust (ادم سوزی های هیتلر ) آن را پخش کردند تا توجه مردم را بسوی  خود  جلب  نمایند  و عوامل  آلمان و سایر سرزمین ها را گناهکار معرفی کنند و از سوی دیگر اموال و سرمایه های ملل مختلف را  بسوی خود  بکشانند تاریخ نگاران درست  کردار  یهودیان  را به مبارزه طلبیدند که دلایل قانع کننده ای برای این شایعات بیاورند  اما آنان عاجز از  چنین امری  بودند همچنین "انجمن  بررسی تاریخ" در  لوس آنجلس  اعلان نمود که حاضر است مبلغ پنجاه هزار دلار به کسی تقدیم کند که بتواند با ارائه دلیل متقن اثبات  کند یهودیان در تنور های  گازی  هیتلر سوزانده شده اند  اما چنین کسی هرگز یافت نشد با وجود آنکه "ویلیس کارتو " پیگری  این امر را به عهده گرفت. و آنگاه  که  یهودیان  از  پراکندن  این  شایعات  طرفی  نبستند  و سودی  نصیب  آنان  نشد  این  مطلب  را  طرح  کردند  که  دشمنی با یهود از دشمنی  آلمان ها و سایرین با نژاد سامی ریشه میگیرد.

 

 

دروغی به نام هلو کاست(مستندات تاریخی)

طرح جدی «مظلومیت یهود» از مهمترین سیاستگذاری های فرهنگی و هنری امروز در تمدن جهودزده غرب است. همان گونه که مسلمانان در طول تاریخ ، شهیدان مظلوم خود را دارند و از حماسه آفرینی های عظیم ایشان نیرو می گیرند ، یهودیان نیز برای خود «هولوکاست» - یعنی ماجرای کذب قتل عام 6میلیون یهودی در اتاقهای گاز و سوزاندنشان در کوره های آدم سوزی - را ساخته اند! کارکرد هولوکاست به جهات سیاسی و فرهنگی شبیه سازی شده ای این چنین است ، با این تفاوت اساسی که هولوکاست آن گونه که یهودیان صهیونیستی چون اسپیلبرگ در فیلم «فهرست شیندلر» روایت می کند ، یکسره دروغین و تحریف شده است. صهیونیسم جهانی برای تثبیت هولوکاست ، اهمیت سیاسی فوق العاده ای قائل است و دقیقا از همین رو تنها نویسندگانی برنده نوبل می شوند که اراداتی خالصانه و صادقانه نسبت به صهیونیسم و ماجرای دروغین قتل عام 6میلیون یهودی ابراز داشته باشند. جایزه ادبی نوبل 2002میلادی ، به یک یهودی مجارستانی به نام «ایمر کرتس» داده شد. در خبرها آمده بود ، کرتس در آثارش به ارائه بازتابی از واقعیت یهودکشی نازیسم پرداخته است.
همچنین نکته دیگری که توجه نگارنده را به خود جلب کرد، حضور «الی ویزل» عنصر فعال فرهنگی و سیاسی صهیونیسم ، در مراسم اهدای جایزه ادبی نوبل 2002 بود. کرتس جایزه خود را از دست ویزل دریافت کرد. می دانیم که در دوران معاصر جوایز مشهور جهانی نظیر نوبل (در بخشهای گوناگونش) ، عمدتا با اهداف سیاسی نثار برگزیدگانی شده است که در جهت سیاستگذاری های کلان استکبار به نقش آفرینی پرداخته اند. به عنوان مثال درک والکوت ، برنده نوبل ادبیات 1992 میلادی کشتار یهودیان را در جریان جنگ جهانی دوم ، مهمترین حادثه قرن بیستم می داند و می گوید: «به نظر می رسد که از این واقعه درس لازم را نگرفته ایم ، چون برخی مواقع می کوشیم آن را انکار کنیم». در اینجا می خواهیم اندکی به زمینه های سیاسی مطرح شدن کرتس بپردازیم.
گفتنی است که این نویسنده مجارستانی در کشور خویش هم چندان مطرح نیست و برای خوانندگان انگلیسی زبان نیز نام شناخته شده ای نیست.
پس چرا ناگهان و یکشبه چنین فردی مطرح و آثارش ترویج می شود؟ برای آشنایی بیشتر با ماجرای انتخاب چهره ای چون کرتس باید دو مجارستانی دیگر را نیز بشناسیم : یکی «لوئیس مارشالکو» و دیگری «ویزل». اولی نویسنده ای است که مخالفت با «هولوکاست» و افشای دسیسه های یهودیان سلطه جو او را در لابه لای پرده های گمنامی پوشانده و دیگری روزنامه نگار و داستان نویسی است که توان خود را صرف تبلیغ و ترویج دروغ هولوکاست کرده و از این راه به شهرت ، ثروت و اقتدار فراوانی دست یافته است.
اول: مارشالکو
لوئیس مارشالکو ، نویسنده و محققی است علی القاعده مجارستانی و قطعا مسیحی.
مارشالکو در سال 1958 میلادی به زبان مجاری کتابی نوشته که به انگلیسی ترجمه و توسط «باشگاه کتاب مسیحی» در اروپا منتشر شده است.
در ترجمه فارسی این کتاب «فاتحین جهانی (جنایتکاران حقیقی جنگ)»  به کاتی بس خواندنی برمی خوریم که به عنوان نمونه به چندمورد اشاره می کنیم :
 
تمدن جدید از لحاظ سیاسی تحت حکومت و اداره ، و از لحاظ اقتصادی در کنترل افرادی است که در مناصب کلیدی قرار دارند. امروزه میزان نفوذ و تاثیر کسانی که در این پستهای حساس و کلیدی هستند یقینا از فرمان روسای دولت کشورها و یا مصوبات و قطعنامه های پارلمان های مختلف بیشتر است.
یهودیان از دیر باز خوب می دانستند که چگونه این مناصب کلیدی را حفظ کنند و در اشغال خود نگه دارند و نیز این که چگونه از آنها استفاده کنند تا بتوانند قدرت سیاسی را در قبضه خویش درآورند و یا این که از پشت صحنه بر مقدرات کشورها حکومت رانند.» مارشالکو در ادامه به ارائه آماری از اوضاع اقتصادی امریکا در آغاز جنگ جهانی دوم می پردازد و می گوید: تعداد 440 خانواده از ثروتمندترین خانواده های امریکایی که یهودی نیستند جمعا مبلغ 25میلیارد دلار ثروت دارند ؛ در حالی که یک مشت یهودی امریکایی دارای ثروتی معادل 500میلیارد دلارند
اکثر قوم یهود از کشته های خویش در جنگ جهانی دوم به سوئاستفاده سیاسی و مالی پرداختند؛ «تجارت خوبی به راه انداختند و از آنها در جهت خدمت به هدف سلطه جهانی خویش بهره برداری کردندمارشالکو در ادامه به یک بررسی جالب دست می زند و بر مبنای شواهد متعدد آماری نشان می دهد: این پیشفرض که تلفات یهودیان بین 5تا 6میلیون نفر بوده است کاملا مهمل و بی اساس است. حداکثر تعداد قربانیان قابل تصور از مرز یک تا یک و نیم میلیون نفر تجاوز نخواهد کرد؛ چرا که اصلا بیش از این تعداد یهودی در دسترس هیتلر یا هیملر نبوده است. از این رو می توانیم منطقا فرض کنیم که تعداد واقعی تلفات به مراتب کمتر از این ارقام بوده است». مارشالکو می افزاید:«[در بالاترین سطح ممکن ، تعداد یهودیان جان باخته را نمی توان بیش از 500تا 600هزار نفر دانست. اما در مقایسه با این ، ملل مسیحی تلفات به مراتب بیشتری را متحمل شدند]. اجازه دهید ملت کوچک مجارستان را در نظر آوریم که کل جمعیت آن شاید از تعداد یهودیان امروز بیشتر نباشد. تعداد قربانیان جنگ مجارستان ، چه آنهایی که در بمباران های هوایی مرده بودند و یا این که در اردوگاه های مرگ سیبری از گرسنگی جان باخته اند و یا یخ زده باشند، حداقل به رقم یک میلیون نفر می رسید». چرچیل گفته است که «دو جور دروغ داریم : یکی دروغ های بی شرمانه و یکی هم ارائه آمار و ارقام » اما این دروغ های یهودیان ، آن هر دو نوع را شامل می شود. این دروغ ها برای یهودیان اهل سلطه ، منافع فراوان مالی و سیاسی به همراه داشته است : به لحاظ مالی صهیونیست ها تاکنون میلیاردها دلار به عنوان غرامت از کشورهای اروپایی دریافت کرده اند و از نظر سیاسی نیز درباره مظلومیت اسرائیل و صهیونیست ها تبلیغات بسیاری کرده اند
مارشالکو درباره اتاقهای گاز و کوره های آدم سوزی هم اسناد جالبی ارائه می کند. از جمله این اسناد مقاله ای از «شم» روزنامه زیرزمینی ناسیونالیست های یهودی فرانسه است که در 8ژوئیه 1944 درباره وضعیت 9 اردوگاه از اردوگاه های نگهداری و توقیف یهودیان در آلمان توضیح می دهد. در این گزارش ، حتی یک کلمه هم بحثی از قلع و قمع یهودیان یا سوئرفتار با آنان نیست.
در این گزارش همچنین هیچ حرفی از اتاقهای گاز، اردوگاه های مرگ و یا بچه کشی به میان نمی آید. درست در نقطه مقابل آن ، گزارش شم می گوید که [بچه های 2 تا 5 ساله را به کودکستان های مختلف برلین می فرستادند تا از کمکهای ویژه ای برخوردار شوند]. مارشالکو توضیح می دهد که چگونه زیر نظر یهودیان در پایان سال 1945 میلادی ، اردوگاهی چون «داخو» مورد تخریب و بازسازی هدف دار قرار گرفت. او می نویسد: «قبل از هر چیز منظره زیبای سرسبز و بستان گونه اردوگاه باید به کلی تخریب می شد؛ چون برای سینماروهای امریکایی پذیرش این امر که یهودیان را در دل باغ و بستان و بستری از گل و گیاه شکنجه می کردند، کار مشکلی بود ، بویژه وقتی آنها را به سینماها کشانده بودند تا صحنه های مخوف و ترسناک (اردوگاه ها) را نشانشان دهند. از این رو به کارگران جدید اردوگاه دستور دادند مثلا یک گودال خون که لوله ای از آن به خارج می رفت بسازند تا طوری به نظر آید که از این گودال ، خون یهودیان از طریق آن لوله تخلیه می شده است. محوطه استحمام زندانی ها ، اتاق رخت کنی آنها و محوطه های ورودی ، تماما باید بازسازی می شدند تا به صورتی درآیند که به کوره آدم سوزی ای که یهودیان ادعا می کردند ، شبیه باشند.

 

هولوکاست افسانه نیست.

 تا آخر مقاله رو حتما" بخونید.

۱- این واقعه هولناك در فاصله زمانی بعد از ظهور حضرت مسیح (ع) و قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص) در یمن اتفاق افتاده است:

 «ذونواس» پادشاه یهودی یمن در جایگاه مخصوصی كه برای او تدارك دیده اند، نشسته است و خاخام های یهود، اطراف او به احترام ایستاده اند، مقابل جایگاه گودال های خندق مانند و عمیقی در زمین حفر شده و آتش سوزان و پرحجمی كه در گودال برافروخته اند تا چند متر بالاتر از سطح زمین زبانه می كشد. آن سوی میدان، جمع انبوهی از مردان، زنان و كودكان در حالی كه غل و زنجیر بر دست و پا و گردن آنها زده اند در محاصره سربازان و صاحب منصبان مسلح سپاه ذونواس به زانو نشسته اند. شیون زنان، ناله دردناك مردان و گریه سوزناك كودكان فضا را آكنده است. خاخام بزرگ یهود با اشاره «ذونواس» فرمان او را برای آخرین بار و با صدای بلند به اسرا كه جمع انبوهی از مردان و زنان و كودكان یمنی هستند، ابلاغ می كند... زمان واقعه قبل از ظهور اسلام است، مردم یمن آن روزگار از سال ها قبل به دین مسیح گرویده اند و اكنون «ذونواس» پادشاه یمن كه چندی است به آئین یهود درآمده، فرمان هولناك خود را از زبان خاخام بزرگ دربار خویش اعلام می كند؛... اسرا تنها دو راه پیش روی دارند، یا از مسیحیت اعلام انزجار كرده و به دین یهود درآیند و یا در آتش سوزان و پرلهیب بسوزند. اسرا، اما كه از پیروان پاكباخته مسیح (ع) هستند، دست از ایمان خویش برنمی دارند و بعد... به فرمان پادشاه یهودی، تمامی آنان را زنده زنده به درون آتش انداخته و می سوزانند... كودكان نیز، به جرم آن كه پدران و مادران آنها مسیحی مومن و خداپرست بوده اند، از زنده سوختن در آتش خشم پادشاه و خاخام های یهود در امان نمی مانند...

ماجرای این واقعه هولناك در سوره مباركه بروج اینگونه آمده است:

«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان كه دارنده برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهی دهنده و آنچه به آن گواهی دهند، كه «اصحاب اخدود» به هلاكت رسیدند. ]آنان كه[ آتشی از هیزم ها افروخته و درحالی كه بر كناره آتش نشسته بودند، بر آنچه بر سر مومنان می آوردند، نظاره می كردند، (اصحاب اخدود) تنها به این علت از مومنان انتقام گرفتند كه آنان به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند...»

«اخدود» به معنی شكاف زمین و گودال است و...

این واقعه هولناك و جنایت شرم آور یهودیان سنگدل، اولین سند مكتوب از زنده سوزی دسته جمعی انسان هاست.

 

2- واژه «هولوكاست » (HOLOCAUST) كه ریشه یونانی دارد، امروزه به معنای قتل عام از طریق سوزاندن دسته جمعی انسان ها در آتش، به كار می رود و برخی از زبان شناسان این واژه را برگرفته از همان جنایت یهودیان در یمن باستان می دانند كه به تدریج و در گذر ایام مفهوم عام تری یافته و به سوزاندن زنده زنده انسان ها اطلاق شده است.

از نیمه دوم قرن 19 میلادی و چند سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، واژه «هولوكاست» در فرهنگ سیاسی، مفهوم و معنای ویژه ای یافته و تقریباً به یك اسم خاص بدل شده است. از آن هنگام به بعد، ماجرای كشتار 6 میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم از سوی نازی ها كه یك داستان ساختگی است را «هولوكاست» می نامند.

در اوایل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادی از اعضای آژانس بین المللی صهیونیست ها، از جمله، «پی یر ویدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براریدا» تحت سرپرستی «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگی كشتار 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و به عنوان پیشگیری از فراموش شدن مظلومیت این قوم! پیش نویس قانونی را تهیه كرده و در ژوئیه سال 1990 میلادی در فرانسه به تصویب رساندند كه براساس آن «هرگونه تردید در باره «هولوكاست»، اعم از تردید درباره كشتار -مورد ادعای- یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاق های گاز و حتی كمترین تردید در رقم 6 میلیونی یهودیان كشته شده، جرم تلقی می شود! و هركس در فرانسه از این قانون تخلف كرده و در سه موضوع یاد شده تردید كند به یك ماه تا یكسال زندان و پرداخت 2هزار تا 300هزار فرانك جریمه محكوم می شود.»

بعدها با فشار آمریكا، انگلیس، فرانسه و آژانس صهیونیستی، این قانون در سایر كشورهای اروپایی نیز به تصویب رسید. به طوری كه امروزه هرگونه تردید درباره هولوكاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقی می شود!

 

3- اخیرا آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم طی مصاحبه ای، ماجرای كشتار 6 میلیون یهودی به دست نازی ها و در جریان جنگ جهانی دوم را یك داستان جعلی نامیده و اظهار داشته است كه اگر دولت های غربی این داستان ساختگی را قبول دارند و درپی دلجویی از یهودیان هستند می توانند برای جبران این قتل عام، بخشی از خاك كشورهای خود، مخصوصا یك یا چند ایالت از دو كشور آلمان و اتریش را برای تشكیل دولت یهود در اختیار آنها بگذارند و پرسیده است كه چرا باید هزینه جنایات غربی ها علیه یهودیان را مردم مسلمان و مظلوم فلسطین بپردازند؟

اظهارات آقای احمدی نژاد بلافاصله با واكنش شدید آمریكا، رژیم صهیونیستی، كشورهای اروپایی و حتی دبیركل سازمان ملل متحد روبرو شد و دولت های آلمان و اتریش، سفرای كشورمان را احضار كردند و سازمان ملل قرار است در اعتراض به اظهارات احمدی نژاد بیانیه ای صادر كند و این واكنش ها همچنان ادامه دارد...

متاسفانه برخی از افراد و گروه ها در داخل كشور نیز سخنان رئیس جمهور را نسنجیده دانسته و اینگونه اظهارات را باعث افزایش خصومت غرب با ایران اسلامی ارزیابی كردند!

 

4- واكنش خصمانه دشمنان بیرونی و عكس العمل برخی از غفلت زدگان داخلی نسبت به اظهارات آقای احمدی نژاد، درحالی است كه اولا؛ اظهارنظر ایشان درباره جعلی بودن ماجرای قتل عام 6 میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم، ریشه در اسناد قطعی و غیرقابل تردید تاریخی دارد و ثانیا؛ پیشنهاد او برای واگذاری بخشی از خاك كشورهای غربی به صهیونیست ها، نتیجه منطقی دروغ بزرگ آنان درباره هولوكاست- قتل عام و سوزاندن 6 میلیون یهودی- است و چنانچه این دروغ را باور ندارند، نباید با تكیه بر آن اشغال سرزمین فلسطین را موجه جلوه دهند و اگر این دروغ بزرگ را قبول كرده اند، باید تاوان جنایتی را كه علیه 6 میلیون یهودی مرتكب شده اند، خود بپردازند.

 

5- در سال های سیاه قرون وسطی در اروپا دادگاه های انگیزاسیون- تفتیش عقاید- «گالیله» دانشمند بزرگ و فرهیخته را تنها به این گناه! مستحق اعدام دانستند كه با تحقیقات علمی خود نشان داده بود برخلاف نظریه هیئت بطلمیوسی، زمین مركز عالم و ثابت نیست، بلكه به دور خود و خورشید می چرخد! گالیله در اثبات نظریه خود دلایل علمی و غیرقابل انكاری ارائه می كرد و استدلال! قضات دادگاه قرون وسطی این بود كه، كلیسا، زمین را ثابت می داند و نتیجه هیچ تحقیق علمی نباید این نظریه پذیرفته شده را نفی كند و در غیر این صورت، كسی كه آن را نفی كند مستحق اعدام است!... و سرانجام گالیله برخلاف نتیجه تحقیقات علمی و قطعی خود، مجبور به توبه شد!... اگرچه به قول جری آدامز، آهسته خطاب به زمین گفت، «من توبه كردم! ولی تو به چرخش خود، ادامه بده»!

بعد از رنسانس و تاكنون، اروپائیان و مخصوصاً فرانسوی ها از سال های سیاه قرون وسطی به تلخی یاد می كنند و دادگاه های انگیزاسیون و از جمله اجبار گالیله به توبه كردن را باعث شرمساری و ننگ تاریخ می دانند و این در حالی است كه هم اكنون اروپا، آمریكا و... درباره «هولوكاست» دقیقاً و بدون كم و كاست از همان قوانین شرم آور و خالی از كمترین نشانه عقل و شعور پیروی می كنند و این، فقط یك نمونه از مفهوم آزادی اندیشه و مظهر دموكراسی در غرب است! چرا...؟!... بخوانید؛

 

6- تاكنون ده ها مورخ برجسته اروپایی و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده بررسی اسناد تاریخی، با ارائه اسنادی كه هیچ صاحب نظری نمی تواند در صحت آنها كمترین تردیدی روا دارد، به روشی كاملا علمی اثبات كرده اند كه ماجرای قتل عام 6 میلیون یهودی، كوره های آدم سوزی، اتاق های گاز و همه آنچه صهیونیست ها در این باره ادعا می كنند، دروغ محض و یك داستان ساختگی با اهداف نه فقط سیاسی محض، بلكه جنایتكارانه است و شاید تعجب كنید- البته از دموكراسی با قرائت غربی تعجبی ندارد- كه از این دانشمندان و محققان تمامی آنهایی كه اروپایی بوده اند، بدون استثناء- تاكید می شود، بدون استثناء- به دادگاه جلب شده و تنها به دلیل آن كه تحقیقات علمی آنان با آنچه دولت های اروپایی درباره هولوكاست پذیرفته و تصویب كرده اند، تفاوت داشته، محاكمه و به زندان و جرایم نقدی محكوم شده اند! و دولت های غربی به این سؤال پاسخ نمی دهند كه چگونه می توان از یك سو ادعای آزادی عقیده و اندیشه را داشت و در همان حال، اگر تحقیقات علمی و مستند دانشمندان با ادعای بی اساس و افسانه سرایی صهیونیست ها تفاوت داشته باشد، این دانشمندان و محققان مستحق محاكمه، زندان و جریمه هستند؟!...

 

7- تعداد دانشمندان و محققان برجسته ای كه نتیجه تحقیقات علمی و مستند آنها حكایت از جعلی بودن هولوكاست می كند و تنها به این علت، محاكمه، محكوم و از جامعه علمی كشورهای اروپایی طرد شده اند، بیشتر از آن است كه حتی فهرست آنان قابل اشاره در این نوشته محدود باشد و فقط به عنوان نمونه و به مصداق اندكی از بسیارها می توان به پروفسور روژه گارودی، پروفسور روبر فوریسون، پروفسور كریستوفرسون- صاحب كتاب معروف «دروغ آشویتس»... و نویسندگان صدها رساله علمی دیگر كه جعلی بودن داستان قتل عام یهودیان در آلمان نازی را اثبات كرده اند، اشاره داشت... و این كه تمامی این دانشمندان و محققان، از سوی دولت های اروپایی به دادگاه احضار و محاكمه و محكوم شده اند.

 

8- در این میان، ماجرای پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه گارودی- هر دو از فرانسه- جدیدتر و عبرت انگیزتر است.

پروفسور روبر فوریسون، استاد دانشگاه معروف «لیون» فرانسه و كارشناس عالی رتبه بررسی و ارزیابی اسناد و مدارك تاریخی، با شهرتی جهانی است. او تحقیقات علمی و مستند خود را در كتابی با عنوان «اتاق های گاز، واقعیت یا افسانه؟» جمع آوری كرده كه توسط آقای سید ابوالفرید ضیاءالدینی به فارسی نیز ترجمه شده است.

او هزاران سند را در این زمینه بررسی كرده است و طی سال ها تحقیق، از تمامی مراكز مورد ادعای صهیونیست ها، نظیر اتاق های گاز، موزه ساختگی كوره های آدم سوزی، داخائو در مونیخ آلمان و... بازدید كرده و با صدها شاهد به گفت وگوی دقیق و علمی پرداخته و در نهایت بدون كمترین تحلیل و تنها به زبان اسناد، نشان داده است كه ماجرای كشتار یهودیان در آلمان نازی یك دروغ بزرگ تاریخی و فریب شرم آور افكار عمومی است. چیزی كه از صهیونیست های وحشی به هیچوجه دور از انتظار نیست.

به عنوان مثال، فوریسون به عكس های ساختگی از اتاق های گاز مورد ادعای صهیونیست ها اشاره كرده و ضمن رد این ادعا با استناد به مدارك غیرقابل انكار، با تعجب می پرسد، اگر این عكس ها واقعی است، چگونه سربازان آلمانی- مورد ادعا- بدون ماسك و بی آن كه كمترین پوششی بر دهان، بینی و چشم خود داشته باشند در اتاق های مالامال از گازهای كشنده ایستاده و بر جان كندن یهودیان محكوم نظارت می كنند؟! و یا، درباره یكی دیگر از عكس های مورد ادعای صهیونیست ها كه جمعی از یهودیان را در محاصره چند تانك نشان می دهد، با ارائه اسناد و شواهدی خواندنی و غیرقابل تردید، نشان می دهد كه تانك ها در این عكس، انگلیسی هستند نه آلمانی و...

 

9- دهها سال است كه دولت های اروپایی و آمریكا، با استناد به این داستان جعلی، تشكیل دولت غیرقانونی و به قول امام راحلمان (ره) «غده سرطانی» اسرائیل را قانونی جلوه داده و اشغال فلسطین را هزینه ای می دانند كه باید برای جبران جنایات آلمان نازی علیه یهودیان، به آنها داده شود!!... و حال آن كه؛

اولا؛ قتل عام یهودیان در جریان جنگ دوم جهانی یك داستان ساختگی و خالی از واقعیت است. بنابراین چگونه می توان از این داستان جعلی به عنوان سند مشروعیت، دولت وحشی صهیونیست ها استفاده كرد؟!

ثانیا؛ اگر آمریكا و اروپا و صهیونیست ها اصرار دارند كه این داستان را واقعی بدانند، چرا به جای جنایتكاران اصلی، یعنی، نازی ها- آلمان و اتریش كنونی - باید تاوان این جنایت جنگی را مردم مسلمان و مظلوم فلسطین بپردازند؟! و چرا چند ایالت از آلمان و اتریش را برای دلجویی از یهودیان به آنها واگذار نمی كنند؟! براساس كدام دلیل عقلی و تفسیر منطقی و قانونی بایستی تاوان جنایت اروپایی ها را مردم مسلمان فلسطین در قاره آسیا بپردازند؟!

داستان هنوز باقی است... امید است، اندكی از گفتنی ها، نوشته شده باشد.